از روزها و دقیقه ها

از سفر ناب زندگی مینویسم ...

فکر میکنم برای آشتی با نوشتن باید کوچ میکردم از وبلاگ قبلیم که یادآور لحظات تلخی بود که الان باورم نمیشه مال من بوده اند ...به همین خاطر الان اینجام و مصمم که بنویسم نمیدونم که آیا میشه دوباره نوشت و اصولا انگار بلد نیستم اتفاقات ساده رو بنویسم ...

امروز صبح رفتم توی آشپزخونه و از اونجایی که پرده های قرمز خالخالی و راه راه سورمه ای رو با پرده سفید عوض کردم نور سفیدی پاشیده بود به کل فضا و چون هوا ابری هم بود و یه مقدار خنک حس کردم که توی زمستان ایرانم ...صبح های برفی و یخ زده که از برف نور سفیدی ساطع میشه و یه لحظه فراموش کردم در جایی هستم که هرگز برف نمیباره .درس میخونم و میخونم و دوشنبه یه پرزنتیشن گروهی داریم ...با یه دختر کره ای فوق العاده مهربان که نمیتونه حرف (ر) رو در انگلیسی تلفظ کنه و یه دختر استرالیایی .کره ای خیلی باهوش و خونگرم  و در عین حال یه جورهایی لجبازه .نمیدونم شاید فرهنگی باشه یه امر .به ما قبولوند که طرحش باید انتخاب بشه و وقتی که ما تغییرش دادیم گفت که با اما(معلممون) حرف زده که هر کدوم یه طرح جداگانه بدیم و اون همه رو ببینه .این شد مثلا کار گروهی .به هر حال ...این ترم داریم یه RSLکلاب طراحی میکنیم . البته ساختمان موجوده و ما به عنوان طراح داخلی قراره کاملا متحولش کنیم .این قسمت نما بود که گروهیه .داخلش رو قراره تنهایی طراحی کنیم .من میخوام بار رو طراحی کنم .اما پیشنهاد داده که برم چند تا کلاب و بار ببینم و ایده بگیرم .حالا...

آقای مهربان هم همچنان مهربانه و من باور کردم که محبت باید ذره ذره بیاد و ته نشین بشه ...سیل کلمات عاشقانه و محبت های ناگهانی به همان سرعت آمد پس خواهد رفت ...از این بایت خودم رو در زمره زنان خوشبختی میدونم که کلید به در میندازن و وارد بهشت آرامش خودشون میشن ...هرچند رسیدن به اینجا سخت بود ...ولی ارزش همه این دقایق ناب رو داشت ...

امشب مهمون دارم و منوی انتخابی شامل ته چین و قیمه و سالاد شیرازی و ژله رولی میباشد .شیرینی خشک ایرانی و رولت هم درست کردم .میوه و آجیل هم هست .فکر کنم کافی باشه .قیمه پیشنهاد آقای مهربان بود که عاشق غذای ایرانیه  من میخواستم فسنجون درست کنم  ...به هر حال ...

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/٢ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط سایه نظرات ()

Design By : Pars Skin